تبليغاتX
BrIaN mOlKo

TinyPic image

 

نقل قولهای شخصی برایان ملکو ( از سال 1997 تا حالا) :

 

1-      بیشتر کارهایی که شما می کنید روز مره شده اند. چون همه ی ما ذاتا بیشتر احساساست و مزخرف می شمریم.

2-     می دونم که پوشیدن پیراهن های زنونه در وضعیت اجتماعی عملی نیست . ولی من از پوشیدنشان روی استيج لذت می برم.

3-   اون لعنتی ها می خوان من یک پسر باشم . ولی من دوست ندارم هیچ لباس مردونه ای بپوشم.

4-   بسیاری از نوشته های من بر اساس حقیقتند.

5-   فکر می کنم مرز بین یک بیمار پارانویایی و یک ستاره ی راک کوچکتر از حد انتظاره.

6-    یکی از مچ های من جایی قرار داردکه من دستم را روی پنجره فشار می دم تا بازش کنم . دور بین آقای (وین) یک میلی متر خطا کرد . صورت ( نیک شوش) خیلی جالب شده . اونا نمی تونند خبری مثل اون بخرند . ( لب پنجره ) .

7-   من فکر می کنم که مردم زیادی انتظار دارند که ما روزی توی جوب فاضلاب با یک سرنگ که به بازومون تزریق می کنیم بخوابیم . نقل قول از اسکار وایلد که به ستاره ها گفت . ولی این در این سالها اتفاق نیفتاد .

8-   بیشتر این آهنگ های عاشقانه ی من جایی ساخته می شوند که من سعی می کنم با ارتباطاتم دست و پنجه نرم کنم .(راجب  آلبوم دوم پلاسیبو

    (Without you im nothing) اولین کار با استیون ).

9-    فکر می کنم ترس به آرامی به غرور تغيير هويت مي ده : احساس می کنم حالا اونا مشوش کردن جو رو که در اوایل داشتند  خاموش کردن . و همه چیزو خوب خاتمه دادند . من

همیشه یکمی لوس و بی بند و بار بودم . بعد از اون من یک بازیگر شدم : یه کمی با محیط اطرافم فرق می کردم . تقریبا هنوز هم هستم .( در مورد تفکر و اندیشه روی پلاسیبو )

10-   من همیشه دوست داشتم راه روشنی و پیدا کنم تو توش قدم می زنی و مردمی از زندگی تو می بینی و دست در دست مسیح قدم می زنی . من از مرگ غم انگیز متنفرم . دوست دارم وقتی که پیر شدم این اتفاق بیفته . امیدوارم کسی ذر جوانی از دنیا نره . ( بعد ار زندگی ) .

11-   تو خودتو در شرایط و جایی ميبينيی که کاری و انجام می دی . چون اونا بهت پیشنهاد کردن. به خاطر اینکه اعتماد به نفس نداری و نمی تونی بگی نه . حتی کارایی که هرگز انجام ندادی و كاريم از دستت بر نمياد .( در مورد اعتماد به نفس) .

12-  من خیلی ناامید بودم و یه پسر جوون غیر اجتماعی . احساس می کردم خیلی غریب و خسته ام .( در سالهای نو جوانی )

13- بابام می خواست که من رشد کنم و یک مرد بانکدار بشم . مثل خودش . مامانم می خواست که من بزرگ شم و به بهشت برم . مثل خودش ! (June 2003) .

14-  من واقعا به این اعتقاد دارم که چیزها وقتی خواستنی و جذاب می شوند که سیاه و سفید نباشند و خیلی چیزها دارای سایه های خاکستری هستند .

15-  ما روی یک حباب غریب زندگی می کنیم .( در مورد دنیا )

16- من اغلب با رفتار بعضی از مردم شوک زده می شم .برای بسیاری از پسر ها من حکم دوست دختر شان را دارم .

17- من از سر به سر گذاشتن مردم لذت می برم . در نیمه های اول آغاز گروه ما در یک گردش مردی بود که باور کرده بود من یک دخترم . یکی از اون خوشگلاش . در ادامه ی گردش اون باور کرده بود که من دوست دخترشم و یکهو براش یه سری سوالهای پیش می اومد .

18- یکی از جک های سال : من واقعا بد جک تعریف می کنم . ولی می تونم بگم :   Limpbizkit

19-  کسانی که برایان در ورق بازی اونا رو برده  : برای شروع " امینم " سپس " فرد دارست" , از Limpbizkit  . بعد " بریتنی "  سپس " مرلین منسون "  به خاطر اینکه اون این بازی و خیلی دوست داره و آخریش " تونی بلایر "

20- استیون و استفان بهتری دوستان من در دنیا هستند . اونا مثل دو تا شوهر برای من هستند . من احساس خوبی و که در خونه دارم هیچ جای دیگه ندارم . دوسشون دارم   

بیشتر از هر مرد دیگه ای بر روی کره ی زمین . قسم می خورم که راست می گم . خواست خدا بود که اینطوری این گروه در کنار هم با آرامش زندگی می کنند .

      21- وقتی که هر روز خودتو توی آیینه نگاه می کنی و آثاری از پیری و توی صورتت می بینی و رد می شی ... دوست نداری در مقابل مردم باشی . و وقتی که هر روزت با یک 

     احساس همانند شروع می شه بعد از پنجاه سال هم هیچ تغییری نمی کنی .

22- من دوست دارم که مردم هیچ وقت فکر نکنند من غیر قابل اعتماد یا زشتم .

     23- ما سعی می کنیم معنای دیوانگی را پیدا کنیم . و اگر تو می گی که می شناسیش و اگر من بتونم خودمو در شب گذشته ببینم من یه آدم دیوونه شدم .

+   22 Jul 2007   by Little Mo | 
 
Visitores:
Online :
Brian Molko interview in MTV Europe Music Awards